قوها بر باد سوارند

قوها بر باد سوراند

آسمان آبی خون آلود و

سالگرد اولین روزهای عشق تو

در پیش است.

تو تاب و توان از من گرفتی

سالها نیز همچون آب در گذرند

چرا تو هرگز سال نخوردی و

مثل روزهای اول خود ماندی؟

طنین صدای تو حتی شفاف ‏تر شده

تنها بال زمان

بر پیشانی صاف بی‏ چین ات

سایه ردّی بر فگون افکنده ست.

(آنا اخماتووا – مترجم :محمد رضا فرزاد)