پیمانه های برگ نیلوفران قدسی پر شد

مستان

یک یک

از پای اوفتادند

اما یکی از ایشان

با سایه اش هنوز

در حذبه ی سماع

است

در نور سرخ کژتاب

دو خط : سیاه و سربی

بر سطح ارغوانی آرام می گذشت

پرواز محو زاغچه ای با کبوتری

شاید به سوی نور و

شاید به سوی خواب

بر برکه ی غروب نشستن

و اضطراب بودن را دیدن

در پیچ و تاب سایه ی نیلوفری بر آب

(شفیعی کدکنی)