معرفی بزرگان

در این کتاب با فهرستی از عکاسان قرن بیستم روبرو خواهید شد که بسیاری از آنها از شهرت جهانی برخوردارند و هرکدام سعی کرده‌اند تصاویری نمادین و منحصر به خود خلق کنند. بعد از نوشتن این کتاب دریافتم بعضی از عکاسانی که از عکس‌هایشان تقلید کرده‌ام اکنون بیش از ۹۰ سال عمر دارند .عکاسانی که به دلیل خلاقیت و جستجوی دائمی‌شان برای نو کردن لحظات زندگی، تمایل به گشتن دنیا به مدتی طولانی داشتند. چیز دیگری که دریافتم این بود که عکاسان بزرگ و سایر هنرمندان -رشته های دیگر- قرن بیستم باهم در ارتباط بوده‌اند ،همدیگر را می شناخته‌اند و از هم بسیار می آموخته‌اند.

این کتاب با نوشتاری درباره برنیس ابوت[1] شروع می‌شود که با دیدی معمارانه و به جهان اطراف خود می نگریست. مبحث با آنسل آدامز[2] و رابرت آدامز[3] ادامه پیدا می‌کند که هر دو نگاه های جدیدی را در عکاسی از مناظر ارائه دادند. اولی با دیدی سنتی و دیگری با در نظر گرفتن اثر انسان بر محیط این کار را کردند.

در این کتاب خواهید دید که چگونه شهر پاریس تحت نگاه تیزبین این عکاسان قرار گرفت: اوژن آتژه[4]، براسای[5]، روبر دوانو[6].  دوتای اولی راه‌های جدیدی را برای یافتن نور و سایه در روز و شب تعریف کردند و دوانو خیابان‌های پاریس را با نگاهی غیرمنتظره به تصویر کشید.

فیگوراتیو در عکاسی همراه است با نام هری کالاهان[7] ، که به مردم از دیدگاهی ایجازگونه و در عین حال بی‌انتها نگاه می‌کرد و ایموژن کانینگهام[8]، که با دقت در جزئیات وسایل زندگی آدم ها می‌نگریست. کالاهان انسان‌ها را در برابر جهان وجودی ناچیز می بیند .کانینگهام اجزاء حیوانات و گیاهانی که برای ما عادی شده‌اند را آن قدر از نزدیک نشان می‌دهد و خصوصیاتشان را طوری فاش می‌کند که ما از قبل اصلا نمی‌دانستیم وجود دارند.

در سال‌های ۱۹۶۰، آرت لینکلتر[9]، می‌گفت : ” بچه‌ها هم انسان هستند!”

این پیام با عکس‌های کسانی که بچه‌های در حال بازی در خیابان را در کادر خودشان به تصویر کشیدند، جان گرفت. هنری کارتیه برسون[10]، استاد ترکیب بچه‌های ناظر با بچه‌های در حال بازی بود. و هلن لویت[11] تصاویری غیرمنتظره از دو بچه‌ که همراه مادر چاقشان درکیوسک تلفن چپیده بودند و یا بچه هایی که روی آسفالت خیابان های نیویورک با گچ نقاشی می کشند، را به تصویر کشیده است.

به چشم‌های دختر سمت راستی دقت کنید، این شبیه چیزی است که دوانو به تصویر کشیده است.

شکی نیست که عکاسان قرن بیستم به طور کلی هر کدام نگاه شخصی خود را به سوژه های انسانی داشته اند. برخی از آنها به عکاسی از تن های برهنه پرداختند (که معمولاً سوژه این عکس ها معشوقه‌هایشان بودند) و سعی می‌کردند به اشکال گوناگون و اغلب فرم گرایانه از آنها عکس بگیرند. اروتیسم آشکار به ندرت نقشی در این عکس‌ها داشت، احتمالاً به‌جز در کارهای رابرت مَپِل‌تورپ[12] ، که نه تنها اروتیک بلکه شوکه کننده هم بود.

بسیاری از عکس‌های بزرگان عکاسی سیاه‌سفید گرفته شده است. در ابتدای قرن فیلم رنگی هنوز پا به عرصه نگذاشته بود.تا میانه‌های قرن بیستم نیز به دلیل سیاه سفید بودن کارهای عکاسان سبک فاین آرت اغلب افراد به همین شیوه سیاه سفید عکاسی می کردند. تعداد کمی از عکاسان نیمه قرن بیستم (مثل ویلیام اگلستون[13] و استفان شور[14] ) تعصب رایج علیه عکس رنگی را در بسیاری از  زمینه‌ها شکستند و عکس رنگی را از چیزی پیش‌پاافتاده به امری ناگزیر تبدیل کردند. رنگ‌ها در کار این دو عکاس جان ‌گرفتند.عکس‌هایی که از پاسگاه‌های دورافتاده تنها، روستاهای خالی پراکنده و صحنه‌های معمولی بیرون از خانه گرفته می‌شدند و برای قرار گرفتن با سایز بزرگ بر روی دیوارهای بزرگ‌ترین موزه‌های دنیا مناسب بودند.

عکاسانی هم بودند که پیام‌های شان را به‌صورت متن درون عکس بازگو می‌کردند و آثار هنری امضا دار و  خلاقانه با حروف و کلمات ایجاد کردند. واکر ایوانز[15] و ویلیام کلاین[16]، طرفداران این نوع عکاسی بودند. ایوانز تک عکس‌هایی شارپ و نزدیک از علائم را نشان می‌داد و کلاین با بکارگیری تابلوهای تبلیغاتی و بیلبوردها به عنوان موضوع عکس هایش این امر را بازگو می‌کرد..

رنگ و متن می‌توانند پیام تصویر را عوض کنند.

 

در طول قرن بیستم، رکود اقتصادی رخ داد و مردم شهر و روستا به‌اندازه هم رنج بردند و همین‌طور مناظر آمریکایی از این رکود بی‌نصیب نماندند. دورتا لانگ [17] ، در عکس هایش کارگران مهاجر و محیطشان را از نزدیک نشان می‌داد. او از یک لنز سافت فوکوس استفاده می‌کرد تا تأثیرات خیره‌کننده نوری در چهره افراد به وجود بیاورد و پرتره‌هایی خلق کرد که گویا به آینده نگاه می‌کنند.

رالف یوجین میتیارد[18] و فردریک سامر[19] موضوعاتی خلق کردند که در طیف معما تا خیال و وهم بود. میتیارد از اعضای خانواده‌اش که در منطقه‌ای روستایی ماسک زده بودند عکاسی کرد و سامر از حیوانات مرده عکس گرفت.

روابط رمانتیک و عاشقانه بین عکاسان و سایر هنرمندان بسیار مبهم و پیچیده بوده است.از آلفرد استیگلیتز[20] و جورجیا اوکیف[21] گرفته تا تینا مودوتی[22] و ادوارد وستون[23]. مردها اغلب از زن‌ها عکاسی می‌کرده‌اند و در این بین روابط عاشقانه جدیدی شکل می گرفته است.

آنچه در این مقدمه بیان شد تنها مواردی از موقعیت های الهام‌بخشی است که برای عکاسان بزرگ قرن بیستم رخ داده است  و به ‌واسطه آن عکس های بسیاری گرفته شده است.

ابوت از ساختمان‌های وسط شهر از پایین به بالا مشابه این عکاسی کرده است.

 

[1] Berenice Abbott

[2] Ansel Adams

[3] Robert Adams

[4] Eugène Atget

[5] Brassaï

[6] Robert Doisneau

[7] Harry Callahan

[8] Imogen Cunningham

[9] Art Linkletter

[10] Henri Cartier-Bresson

[11] Helen Levitt

[12] Robert Mapplethorpe

[13] William Eggleston

[14] Stephen Shore

[15] Walker Evans

[16] William Klein

[17] Dorothea Lange

[18] Ralph Eugene Meatyard

[19] Frederick Sommer

[20] Alfred Stieglitz

[21] Georgia O’Keeffe

[22] Tina Modotti

[23] Edward Weston