حتی بهار عادلانه نمی آید

وقتی که کویر

بر بازوان بلندش

شکوفه وشادی را حس نکرده است

حتی بهار عادلانه نمی آید

وقتی که نوبرانه ترین میوه

برنوبرانه ترین میز

جای خوش کرده است

حتی بهار عادلانه نمی آید

وقتی که تو میان مزرعه ایستاده ای

به گندم

به نان

وقتی که در بهار

به زمستان

فکر می کنی

“گروس عبدالملکیان”